Le concept de structure d’horizon: un nouvel espace théorique pour penser la poésie

Type de document: Original Article

Auteurs

Université Shahid Beheshti

Résumé

A l’hypothèse formaliste et structuraliste d’une «clôture de texte», s’opposent la pratique et la réflexion des poètes, qui n’ont cessé de lier leur écriture à un horizon. Sensible à la haute fréquence de la mention de l’horizon dans la création poétique, Michel Collot s’est lancé dans la tentative de définir une nouvelle approche de la poésie moderne en restituant l’œuvre dans son horizon. Un horizon qui organise la perception, qui renvoie non seulement à l’espace du dehors, mais aussi à l’espace intérieur de la conscience poétique, et à l’espace du texte lui-même. De par cette aptitude à réunir les trois dimensions de l’expérience poétique, l’horizon apparaît comme une véritable structure, régissant à la fois le rapport au monde, la constitution du sujet, et le fonctionnement du langage. La notion de structure d’horizon, empruntée à la phénoménologie, permet de mieux comprendre lasolidarité qui unit, en poésie, le sujet et l’objet, le visible et l’invisible, l’imaginaire et le réel, l’élaboration d’une structure déterminée et l’ouverture d’une marge inépuisable d’indétermination.
 

Mots clés


Titre d’article [Persian]

ساختار افق: نظریهای نو در تفکر شعری

Auteurs [Persian]

  • نسرین خطاط
  • آناهید همپارتیان
Résumé [Persian]

هر شاعر با توجه به فرهنگ، تمدن، سنتها ... و مجموعه ای که جامعه بر آن بنا شده است، همچنین «منی» که بر پایه حیات شخصی او در عالم محسوس، ناخود آگاه او، تخیل و زبانش شکل گرفته، افق خویش را ترسیم می کند. بر این اساس، روشی نو در نقد مضمونی ارائه شده است که منطبق بر خصوصیات نوشتار شاعرانه نو (مدرن) است و بر پایه افق دید استوار است. بدین ترتیب که نوشتار را همواره با افق در نظر می گیرد، افقی که نه تنها به فضای بیرون ارجاع می دهد بلکه به درون ضمیر شاعرانه و به فضای متن بر می گردد. در این نگرش که بر پایه علم تأویل یا هرمنوتیک استوار است، زبان وسیله ای خواهد بود برای تفسیر خود و جهان. پدیدارشناسی یکی از پایه های این دیدگاه نسبت به شعر است. بر این اساس، پدیدارشناسی و زبان شناسی دیدگاههای مشترکی پیدا می کنند که بر پایه آنها منتقدین ادبی می توانند ارتباطی میان تأثیرات محسوس و ذهنیت متن برقرار سازند. برای نخستین بار ژان پیر ریشارد به طور ضمنی به ارتباط میان محسوسات و ساختار زبان اشاره کرد. نکته ای که در حال حاضر محور تحقیقات یکی از شاگردان او، میشل کولو قرار گرفته است که در روش او، افق دید هر شاعر بر سه پایه مضمون، روانشناختی و بوتیقا قرار می گیرد.
 

Mots clés [Persian]

  • ساختار
  • افق
  • عالم محسوس
  • پدیدارشناسی
  • عالم تخیل