Relire Fassih à la lumière de Beckett Les fonctions de l’intertexte dans L’hiver 62

Type de document: Original Article

Auteur

Maître assistante, Université Hakim Sabzévari

Résumé

Esmaïl Fassih est indubitablement l’un des romanciers iraniens les plus lus et les plus célèbres de l’époque contemporaine. Pourtant, quand on veut mentionner les plus grands romanciers, son nom ne figure presque jamais dans la liste de ceux qui font l’honneur de la prose romanesque persane. Son style, proche du persan parlé, ses nombreuses intrigues policières1, et ses personnages hauts en couleur font que les critiques rangent volontiers ses œuvres dans la catégorie
de la « littérature populaire » ou de la « paralittérature ». Toutefois, les outils fournis par la nouvelle critique nous permettent de déceler dans son roman le plus célèbre, L’Hiver 62, un héritage  littéraire jusqu’alors insoupçonné. Dans ce roman, le narrateur cite sporadiquement le chef-d’œuvre de Beckett, En attendant Godot, sans toutefois laisser apparaître un quelconque lien, entre ce qu’il lit et ce qu’il raconte. Cet article a pour but de dévoiler les liens intertextuels qui rapprochent le roman de Fassih de celui de Beckett.
 
 

Mots clés


Titre d’article [فارسی]

بازخوانی آثار اسماعیل فصیح در پرتو ساموئل بکت ، کارکردهای بینامتنی در زمستان ۹۲

Auteur [فارسی]

  • کتایون شهپرراد
Résumé [فارسی]

اسماعیل فصیح بی تردید یکی از پر خواننده ترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران است. با این حال، نام او عموما در شمار بزرگان حوزه ی داستان نویسی معاصر لحاظ نمی شود. سبک نوشتار او که، به زعم برخی، ته رنگی محاوره ای دارد، روی آوردن به پیرنگ های پلیسی در بسیاری از داستانها و همچنین شخصیت های جذاب و زنده ای که خلق می کند سبب شده است تا منتقدان ادبی، آثار او را، درست یا نادرست، زیر گروه ادبیات عامیانه با ادبیات حاشیه ای فرض کنند. اما ابزارهای نقد نو به ما امکان می دهد تا در یکی از شهره ترین رمان های او، یعنی زمستان ۹۲، با میراثی مواجه شویم که تا کنون در پس پرده نهان مانده است. راوی در این رمان به کرات به در انتظار گودو، شاهکار ساموئل بکت اشاره و بین آنچه می خواند و آنچه روایت می کند پیوندی نامحسوس اما بسیار گویا برقرار می نماید. در این مقاله تلاش شده است تا با تکیه بر پیوندهای بینامتنی میان زمستان ۹۲ و در انتظار گودو از دیدگاهی نو به اثر فصیح نگریسته شود.
 

Mots clés [فارسی]

  • اسماعیل فصیح
  • ساموئل بکت
  • بینامتنیت
  • زمستان ۹۲
  • در انتظار گودو نقیضه نویسی