De l’ajustement esthésique des corps à la transcendance dans la danse rituelle de samâ’

Type de document: Original Article

Auteur

Maître de conférences Université d’Azad de Téhéran

Résumé

Dans le discours de la plupart des sciences humaines, le corps est un thème omniprésent depuis une vingtaine d’années. En effet c’est avec la phénoménologie de Husserl et plus particulièrement avec celle de Merleau – Ponty que la problématique du corps devient un motif de renouvellement et d’actualisation. Le corps qui avait été longtemps exclu des études sémiotiques par le formalisme, a fait un retour explicite en sémiotique dans les années quatre – vingt avec les thématiques passionnelles et avec l’esthésie qui consiste à la fusion du sujet doté du corps avec la forme immanente des figures du monde sensible. En réaction contre le régime de la « jonction », où les sujets n’entrent jamais en contact directement mais tout au plus par l’intermédiaire des objets circulant entre eux, Eric Landowski évoque le régime de l’ « union » ou l’ «ajustement », qui ne concerne jamais d’ états de jonction des sujets avec des objets, mais correspond à la notion d’un « faire ensemble », en même temps et au même rythme, en mesure et en cadence- par ajustement réciproque. Cet article a pour objectif principal de montrer que la base du rituel de la danse sacrée des derviches tourneurs repose, semble-t-il, sur un « faire ensemble » de l’ordre de l’ « union » ou de l’ « ajustement » entre corps-sujets dont le résultat est au moins pour un certain temps la construction d’un actant collectif ou plus précisément d’une entité complexe, générateur de nouvelles valeurs. Mais ce qui compte c’est que cet ajustement esthésique délivrant les corps de leur matérialité, fait passer ces corps en mouvement giratoire aux corps transcendants qui respirent au rythme de « l’âme » du monde.
 

Mots clés


Titre d’article [Persian]

از تطبیق ادراکی- حسی تن‌ها تا تعالی آن‌ها در رقص سماع

Auteur [Persian]

  • مرتضی بابک معین
داتشیار دانشگاه آزاد تهران
Résumé [Persian]

حدودا ً بیست سالی می‌شود که در غالب گفتمان‌های علوم انسانی، تن به موضوعی همه جا حاضر و مهم تبدیل شده است. در واقع با پدیدارشناسی هوسرل و خصوصا ً مفاهیم اصلی پدیدارشناسی مرلو پونتی بود که مسئله و پرسشانه‌ی تن به عامل ِ اصلی جهت ایجاد تغییر و تحول و همچنین به روز کردن علوم انسانی متفاوت تبدیل شد. اساسا ً مسئله تن که با سیطره ساختارگرایی برای مدت طولانی از مطالعات نشانه‌شناسی طرد شده بود، در سال‌های هشتاد با مطرح شدن مضامین احساسی و مفهوم جریان ادراکی – حسی که مبتنی بر در هم آمیختگی سوژه‌ی تن‌دار با اشکال متفاوت جهان حسی است، به بطن مطالعات نشانه‌شناسی برمی گردد. در واقع اریک لاندوفسکی در تضاد و عکس العمل در مقابل نظام معنایی مبتنی بر مالکیت، که بر اساس آن سوژه‌ها صرفا ً به واسطگی ابژه‌های ارزشی که بین آن‌ها به چرخش در می‌آید، خود را تعریف می‌کنند، نظام معنایی مبتنی بر «وحدت» یا «تطبیق» خود را مطرح می‌کند که بدون آن که به نظام تملکی سوژه‌ها مربوط باشد، «کنشی جمعی و با هم» را مطرح می‌کند، کنشی همزمان، با ریتمی مشترک و مبتنی بر تطبیق ِ سوژه با دیگری و یا ابژه‌های جهان بیرونی. هدف اصلی این مقاله این است که نشان دهد اساس و بنیاد ِ مراسم آیینی رقص مقدس ِ درویشان چرخزن، بر «کنش جمعی و با هم» سوژه‌ها، و «وحدت» و «تطبیق» بین ِ تن – سوژه‌ها استوار می‌باشد، که نتیجه و محصول آن، حداقل برای مدتی خاص ساخت ِ کنشگری جمعی یا به صورت دقیق‌تری ساخت کلیتی واحد و پیچیده است که مولد ِ ارزش‌هایی تازه می‌باشد. اما آن چه حائز اهمیت است این می‌باشد که این تطبیق مبتنی بر جریان ادراکی – حسی ِ بین سوژه‌ها، ضمن رها کردن ِ این تن – سوژه‌ها از ثقل مادی، آن‌ها را به تن‌هایی استعلایی تبدیل می‌نماید که با ریتم «روح» جهان همراستا می‌شوند.
.

Mots clés [Persian]

  • تن
  • تطبیق
  • وحدت
  • جریان ادراکی حسی
  • سماع
  • لاندوفسکی