Type de document : Original Article

Auteur

departement de francais, faculte des langues etrangeres, Universite d Ispahan, Ispahan, Iran

10.22129/plume.2023.375906.1237

Résumé

L’émergence de la notion de la forme sémantique à vocation phénoménologique date depuis une époque assez récente, dans le champ de l’herméneutique textuelle. La production sémiotique vise à dégager les éléments de sens (Rastier, 2001) et pour saisir la façon de la reconnaissance d’une forme sémantique se contenter de la juxtaposition des éléments dotés du sens autonome ne s’avère pas efficace.

A travers cette étude, en recourant à la méthode descriptive parallélisant la « Une » de Paul Eluard et « le Balcon » de Baudelaire et en procédant à l’analyse phénoménologique des deux poèmes, nous tenterons de mettre en scène l’émergence du sens en devenir après avoir vu les éléments de structure. Pour cela, nous essayerons de mettre en évidence le renouvellement de la perception à partir de la prise de position du sujet perceptif, en passant par la phénoménologie et l’analyse des couches profondes des poèmes pour proposer des modèles de la structure tensive.

Les résultats montrent que le sujet de perception et les interprétations du contexte et des éléments spatio-temporels et aussi les facteurs comme fluidité des concepts, présence et la prise de position du corps, le devenir de l’expérience, l’interdépendance entre le « moi » et « l’autre » ont une place importante dans l’étude sémio-phénoménologique.

Mots clés

Sujets principaux

Titre d’article [Persian]

مطالعه پدیدارشناختی با گرایش نشانه شناختی «یک» اثر پل الوار و « بالکن» اثر بودلر

Auteur [Persian]

  • راضیه صادقپور

گروه زبان فرانسه، دانشکده زبان های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

Résumé [Persian]

پیدایش مفهوم فرم معنایی و تحلیل پدیدارشناختی به دوره‌ای نسبتاً جدید در حوزه علوم زبان و هرمنوتیک متن بازمی‌گردد. هدف تحلیل معنایی یک محصول نشانه‌شناختی، شناسایی عناصر معناست (راستیر، 2001) و به منظور درک شیوه‌ای که در آن شکل معنایی به رسمیت شناخته می‌شود، تنها کنار هم قرار دادن عناصری که دارای معنای مستقل هستند، پاسخگو نیست. در هدف پدیدارشناختی، حضور تجربه سوژه ، رابطه بین خود و دیگری و مکان ادراک اهمیت دارد.

در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی، شعر«یک» پل الوارد را به موازات شعر « بالکن» بودلر قرار داده و با تحلیل پدیدارشناسانه دو شعر، تلاش خواهیم کرد تا پس از مشاهده ساختاری، چگونگی ظهور معنا را نشان دهیم. بدین منظور سعی خواهیم کرد تا با گذر از پدیدارشناسی و تحلیل لایه‌های عمیق هر دو شعر، تجدیدپذیری ادراک را از طریق موضع گیری سوژه ادراکی برجسته کنیم تا در نهایت مدل‌هایی از ساختار تنشی ارائه شود.

بر اساس نتایج این تحقیق سوژه ادراکی و تعابیری که وی از زمینه و عناصر مکانی- زمانی دارد و نیز عواملی مانند سیال بودن مفاهیم، حضور و موضع گیری سوژه ، شکل گیری تجربه، وابستگی متقابل بین «من» و «دیگری» جایگاه مهمی در بررسی پدیدارشناختی دارد.

Mots clés [Persian]

  • معنا
  • زن
  • ادراک
  • مطالعه پدیدارشناختی
  • نشانه شناختی
  • بودلر
  • الوار