هر شاعر با توجه به فرهنگ، تمدن، سنتها ... و مجموعه ای که جامعه بر آن بنا شده است، همچنین «منی» که بر پایه حیات شخصی او در عالم محسوس، ناخود آگاه او، تخیل و زبانش شکل گرفته، افق خویش را ترسیم می کند. بر این اساس، روشی نو در نقد مضمونی ارائه شده است که منطبق بر خصوصیات نوشتار شاعرانه نو (مدرن) است و بر پایه افق دید استوار است. بدین ترتیب که نوشتار را همواره با افق در نظر می گیرد، افقی که نه تنها به فضای بیرون ارجاع می دهد بلکه به درون ضمیر شاعرانه و به فضای متن بر می گردد. در این نگرش که بر پایه علم تأویل یا هرمنوتیک استوار است، زبان وسیله ای خواهد بود برای تفسیر خود و جهان. پدیدارشناسی یکی از پایه های این دیدگاه نسبت به شعر است. بر این اساس، پدیدارشناسی و زبان شناسی دیدگاههای مشترکی پیدا می کنند که بر پایه آنها منتقدین ادبی می توانند ارتباطی میان تأثیرات محسوس و ذهنیت متن برقرار سازند. برای نخستین بار ژان پیر ریشارد به طور ضمنی به ارتباط میان محسوسات و ساختار زبان اشاره کرد. نکته ای که در حال حاضر محور تحقیقات یکی از شاگردان او، میشل کولو قرار گرفته است که در روش او، افق دید هر شاعر بر سه پایه مضمون، روانشناختی و بوتیقا قرار می گیرد.
خطاط,نسرین و همپارتیان,آناهید . (1383). ساختار افق: نظریهای نو در تفکر شعری. قلم، نشریه انجمن ایرانی زبان و ادبیات فرانسه, 1(1), 101-115. doi: 10.22129/plume.2005.48719
MLA
خطاط,نسرین , و همپارتیان,آناهید . "ساختار افق: نظریهای نو در تفکر شعری", قلم، نشریه انجمن ایرانی زبان و ادبیات فرانسه, 1, 1, 1383, 101-115. doi: 10.22129/plume.2005.48719
HARVARD
خطاط نسرین, همپارتیان آناهید. (1383). 'ساختار افق: نظریهای نو در تفکر شعری', قلم، نشریه انجمن ایرانی زبان و ادبیات فرانسه, 1(1), pp. 101-115. doi: 10.22129/plume.2005.48719
CHICAGO
نسرین خطاط و آناهید همپارتیان, "ساختار افق: نظریهای نو در تفکر شعری," قلم، نشریه انجمن ایرانی زبان و ادبیات فرانسه, 1 1 (1383): 101-115, doi: 10.22129/plume.2005.48719