Type de document : research article
Titre d’article Persian
Auteurs Persian
این مقاله به این پرسش میپردازد که چگونه فیلمسازان موج نوی فرانسه، در فاصلهی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۷، معماری پاریس را به نوعی شخصیت اصلی سینمایی با عاملیت روایی، اجتماعی و سیاسیِ مستقل تبدیل میکنند. ما این عاملیت معماری را بهمثابهی تعامل دیالکتیکی میان محدودیتهای فیزیکیِ محیط ساختهشدهی واقعی و انتخابهای بصری و صوتیِ میزانسن تعریف میکنیم. برای تبیین این فرایند، نظریههای میشل دو سرتو، آنری لوفور و ژیل دلوز را بهصورت همزمان به کار میگیریم تا چارچوب تحلیلیِ یکپارچهای بر پایهی شش معیار عملیاتی تدوین کنیم.
این روششناسی ترکیبی، سنجش کمّیِ مدت حضور عناصر در تصویر را با خُردتحلیلهای کیفیِ زیباییشناختی و صوتی تلفیق میکند و بر بیستوچهار فیلم با استفاده از نرمافزار MAXQDA 24 اعمال شده است. ارزیابی انجامشده، تحولی تاریخی را در سه مرحله تأیید میکند. «ظرافت مستندگونه» در دورهی ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۰، شهر را همچون حضوری ادراکی و مرتبط با تصویر-حرکت آشکار میسازد. «واسازی گرافیکی» در سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴، فضا را به متنی مصرفگرایانه تبدیل میکند که به موقعیتهای ناب بصری و صوتی گشوده است. «جدال سیاسی» در دورهی ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۷ نیز از خودبیگانگی ناشی از نوسازی گُلیستی را به نقد میکشد.
این پژوهش با پیوند دادن امتیاز زمان و چشمانداز صوتی نشان میدهد که خروج از استودیو صرفاً تغییری در مکان فیلمبرداری نیست، بلکه نوعی تولید واقعیِ فضای انتقادی است. دوربین و میکروفون، از طریق انتخابهای تاکتیکی خود، بهصورت بصری و آکوستیکی نوعی «حق به شهر» را در برابر راهبردهای برنامهریزان دولتی صورتبندی میکنند.
Mots clés Persian